روایت های الاحقر

نوشته هایی از این حقیرترین که ان شاءالله مفید فایده باشد برای دنیا و آخرتمان

روایت های الاحقر

نوشته هایی از این حقیرترین که ان شاءالله مفید فایده باشد برای دنیا و آخرتمان

یامبر اکرم (ص) در حدیثی گهربار ‌فرمودند: «قیّد العلم بالکتابه»؛ یعنی علم را با نوشتن به زنجیر بکشید یا به عبارت دیگر در اختیار بگیرید. لذا حقیر که مدتی است یادداشت می کنم نکاتی را که می شنوم در مساجد و حرم های مطهر و از کتاب و...؛ تصمیم گرفته ام در اینجا منتشر کنم ان شاءالله، شاید باقیات الصالحاتی باشد برایم تا خداوند متعال چگونه قضاوت کند.

  • ۰
  • ۰

«چهار برادر و خواهر کوچکتر از خود داشتم. برادران و خواهران بزرگترم، هریک سرگرم خانه و زندگی خود بودند. از هر طرف که نگاه می کردم به این نتیجه می رسیدم که باید کاری پیدا کنم تا بتوانم کمک خرج خانواده ام باشم. تصمیم را گرفته بودم، به پذیرش سپاه رفته و پرونده ای تشکیل شد.

مصاحبه پشت مصاحیه. قبلا در جبهه از بچه ها شنیده بودم که می گفتند: «با این سوالات و مسائلی که در پذیرش سپاه مطرحه، حتی خود امام هم قبول نمیشه. برا همین هم گفته کاش من هم یک پاسدار بودم!» در طی مراحلی که برای پذیرش سپاه پشت سر می گذاشتم، تازه داشتم حرف بچه ها را درک می کردم.

در طی مصاحبه ها باید به سوالاتی جواب می دادیم که در حد معلومات یک حجت الاسلام بود؛ مسایل خداشناسی، احکام، سوالات سیاسی و مسایل روز. 

پ ن: خاطرات مهدیقلی رضایی در کتاب لشکر خوبان صفحه 138

  • ۹۷/۰۵/۲۲
  • حسن حیدری باقرآبادی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی