روایت های الاحقر

نوشته هایی از این حقیرترین که ان شاءالله مفید فایده باشد برای دنیا و آخرتمان

روایت های الاحقر

نوشته هایی از این حقیرترین که ان شاءالله مفید فایده باشد برای دنیا و آخرتمان

یامبر اکرم (ص) در حدیثی گهربار ‌فرمودند: «قیّد العلم بالکتابه»؛ یعنی علم را با نوشتن به زنجیر بکشید یا به عبارت دیگر در اختیار بگیرید. لذا حقیر که مدتی است یادداشت می کنم نکاتی را که می شنوم در مساجد و حرم های مطهر و از کتاب و...؛ تصمیم گرفته ام در اینجا منتشر کنم ان شاءالله، شاید باقیات الصالحاتی باشد برایم تا خداوند متعال چگونه قضاوت کند.

  • ۰
  • ۰

مقداری شیره بود که موش در آن افتاده بود. خانم خانه می خواست آن را دور بریزد، اما مرد خانه گفت که کسی خبر ندارد و شیره را برای ملّای ده برد و از او خواست تا چندماه نماز قضا برای پدر مرحومش بخواند.

خلاصه بعد از گذشت چند ماه مرد خانه از این کارش، عذاب وجدان گرفت و نزد ملّا رفت تا از او طلب حلالیت کند.

ملّا گفت که من همان موقع فهمیدم شیره داستانی دارد؟!

مرد خانه گفت: چطور؟!

ملّا گفت که آخر هروقت می خواستم نماز قضایی برای مرحوم پدرتان بخوانم به رکوع که می رفتم کنترل از دستم خارج شده و وضو با یک شدّت و حدّتی باطل می شد و من هم ناچارا همان نمازها را هدیه می کردم خدمت روح پدرتان.


  • ۹۷/۰۵/۱۸
  • حسن حیدری باقرآبادی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی